فيلسوف نفت
منوچهر بزرگمهر از زمره نويسندگاني بود كه در دهه بيست وارد صنعت نفت شد و در نقش فردي صاحب قلم، حلقه اصحاب قلم را در اين صنعت بيش از پيش تقويت كرد. گويي صنعت نفت در گذشتههاي خود به مثابه كافههاي روشنفكري بود كه صاحبان قلم را طي چند دهه در دامن خود جمع كرد و آنها را در سطح شخصيتهاي برجسته و تاثيرگذار در عرصه فرهنگ و انديشه پرورد؛ بزرگاني همچون: محمدعلي موحد، حسن كامشاد، اسماعيل فصيح، منوچهر بزرگمهر، ابوالقاسم حالت، صادق چوبك، ابراهيم گلستان، نجف دريابندري، عزتالله فولادوند، صفدر تقيزاده، حميد نطقي، فواد روحاني، محمدعلي صفريان، مهرداد مهرين، مهدي ماحوزي، محمدجواد مصفا و شمار ديگري از شخصيتهاي بنام و پرآوازه ديگر از جمله اعضاي اين حلقه محسوب ميشدند كه هر يك سالها بعد با چاپ آثار گرانسنگ و متنوع خود نقش برجستهاي را در عرصه قلمِ اين مرز و بوم ايفاء نمودند. خاصه؛ اين حلقه مترجمين صنعت نفت بود كه با پيوستن منوچهر بزرگمهر به اين صنعت رونقي ديگر به خود گرفت و ترجمه در اين صنعت حائز نقش و پايگاهي مستقل شد؛ خاصه مترجمان مطرحي همچون: عزت الله فولادوند، حسن كامشاد و تا حدي نجف دريابندري و فواد روحاني كه با ترجمه آثار فلسفي، پيشروان انديشه نو را در مغرب زمين به ايرانيان شناساندند و هر يك به سهم خود برگي از فلسفه غرب بر برگهاي موجود افزودند.
اما نقش و جايگاه منوچهر بزرگمهر در اين ميان چيز ديگري است. وي اگرچه شغل ديواني و اداري خود را در صنعت نفت اختيار كرده و به مناصب بالاي اداري همچون مشاور حقوقي شركت نفت و ریيس اداره حقوقی شركت نفت انگليس و ايران، دست يازيده بود اما به عنوان مترجم آثار فلسفي در زمره اولين كساني بود كه تازههاي انديشه فلسفي غرب را به ايرانيان شناساند. او در زمره پيشگامان و مشعلداراني به شمار ميآيد كه در شناسايي فلسفه تحليلي و فيلسوفان تجربهگراي غرب به زبان فارسي صاحب كرسي است؛ به طوري كه ميتوان گفت گسترش تفكر اين مشرب فلسفي در ايران با آثار نوشتاري او صورت پذيرفته است. كسي نيست از دانشآموختگان رشته فلسفه كه نام منوچهر بزرگمهر را نشنيده و از مقام و شخصيت و مجموعه آثار ترجمهاي او بيخبر باشد. اهميت كار بزرگمهر آنجا نمايان ميشود كه پژوهشگران فلسفي طي چند دهه هنگامي كه ميخواستند درباره فلسفه تحليلي اطلاعاتي كسب كنند معمولا به سراغ آثار ترجمهشده او ميرفتند. به پيشنهاد او بود كه استاد مرتضي مطهری جلسات درس هفتگی فلسفه تطبیقی را در خانه وي در خيابان ميرداماد، خيابان نفت با حضور جمعي از صاحبنظران از جمله دكتر حميد عنايت، دكتر رضا داوري و دكتر غلامعلي حداد عادل دایر کرد. او چندين سال در دهه پنجاه در مقاطع مختلف از جمله؛ فوق ليسانس و دكتراي فلسفه دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران و بعضي دانشكدههاي ديگر به تدريس متون فلسفي به زبان انگليسي و منطق جديد و فلسفه تحليلي همت گماشت.
بهانه نوشتن اين كتاب، چنانكه مولف كتاب احمد راسخي لنگرودي در پيشگفتار نقل ميكند به زمستان 1393 بازميگردد كه نويسنده به اتفاق دو تن از دوستان روزنامهنگار خود؛ سيروس علينژاد و علي دهباشي، به ديدار دكتر محمدعلي موحد نويسنده كتاب دو جلدي «خواب آشفته نفت، ميرود. در اين ديدار يك جلد كتاب «نفت و قلم» را كه به قلم احمد راسخي در سال 1389 انتشار يافت، به رسم يادبود به دكتر موحد تقديم ميشود. دكتر موحد پس از دريافت كتاب و نظري گذرا به فهرست آن، نويسنده را به نوشتن كتابي مستقل در پيرامون هر يك از نويسندگان و مفاخر صنعت نفت ترغيب و تحريض ميكند. ترغيب و تحريضي كه سالها بعد به تدوين و انتشار اين كتاب ميانجامد.
راسخي لنگرودي كه پيش از اين نيز علاوه بر آثار فلسفي، تجربه چاپ آثاري چون: «نفت و قلم»، «افسانه اقبال» (زندگينامه سياسي منوچهر اقبال)، «مردان نفت» و «طنزهاي نفتي» را در شناسنامه قلمي خود داشته است در بخشي از مقدمه كتاب «منوچهر بزرگمهر» آورده است: «بزرگمهر در شرايطي كرسيدار فلسفه تحليلي در ايران شناخته شد كه نه درسآموخته فلسفه، كه خودآموخته فلسفه بود. رشته دانشگاهي را نه در رشته فلسفه، كه ساليان دراز در رشته حقوق گذرانده بود. او بيش از هر چيز در آغاز، دستي در رشته حقوق داشت و شغل ديواني و اداري خود را در همين رشته در صنعت نفت اختيار كرده و به مناصب بالاي اداري دست يازيده بود. نخستين آثار قلمي خود را نه در فلسفه و نه در قالب كتاب، كه در حوزههاي اجتماعي، اخلاقي و عرفاني، و در مطبوعات و جرايد آن روز ايران رقم زده بود. در اصل، او در آغاز روزنامهنگاري غيرحرفهاي بود كه بعدها به مترجم حرفهاي كتابهاي فلسفي تبديل شد. ترجمههاي او از متون فلسفي در دهههاي چهل و پنجاه بالاترين شمارگان را از آن خود كرده بود».
اين مجموعه كه در 7 بخش گرد آمده است به بازشناسي فعاليتها، نگرشها، آثار و ديدگاههاي عرفاني و فلسفي منوچهر بزرگمهر به عنوان يكي از مترجمين مطرح و برجسته متون فلسفه تحليلي ميپردازد.
در بخش نخست با عنوان «ترجمه احوال» به شرح احوالات بزرگمهر در مقاطع مختلف سني؛ از دوران كودكي او تا واپسين روزهاي حيات، و از تجارب ديواني، قلمي و آموزشي او تا ويژگيهاي شخصيتي او پرداخته ميشود.
در بخش دوم با عنوان «مرقعات صاحبدل»، تاليفات و سبك نوشتاري بزرگمهر مورد بررسي قرار ميگيرد و ايضا به طور نمونه به پارههايي از نثر او اشاره ميشود.
«در كسوت ترجمه» عنوان سومين بخش از كتاب حاضر را به خود اختصاص ميدهد. در اين بخش از كتاب به ترجمههاي فلسفي بزرگمهر و نظرات ديگران در خصوص آن آثار و دقتهاي ويژه بزرگمهر در معادلسازي و معادليابي اصطلاحات انگليسي پرداخته ميشود.
در پخش چهارم با عنوان «فطرتي شكاك»، شكاكيت فطري و ديرباوري ذهني او، و نيز چگونگي برونرفت وي از قلمرو شك و شكاكيت مورد بحث و نظر قرار ميگيرد.
بخش پنجم كه با عنوان كنايهآميز «پوزيتيويست صاحبدل» آمده است از رويكرد دوگانه و ناهمسازيها و نقيضهگويي بزرگمهر سخن به ميان آورده و جايگاه اخلاق را در ديدگاه پوزيتيويستي او، و نيز نزديكي ديدگاه او را در عرصه اخلاق و سياست به نظريه افلاطون مورد بررسي قرار ميدهد.
«فيلسوف خودآموخته» عنوان ششمين بخش از اين مجموعه را به خود اختصاص ميدهد. در اين بخش به چيستي فلسفه تحليلي به عنوان گرايش فلسفي بزرگمهر و نيز آراي فلسفي و علاقهمندي وي به فلسفه تطبيقي پراخته شده است.
«تمدن و فرهنگ ايراني» به عنوان پايانبخش كتاب، به بخش حاشيهاي نظرات بزرگمهر ميپردازد. در اين بخش ديدگاه ويژه او در مورد ميراث تمدني و فرهنگي ايران و اسلام مورد بازكاوي قرار ميگيرد.
كتاب «منوچهر بزرگمهر» به همت نشر كوير در 120 صفحه و با قيمت 9000 تومان به تازگي راهي بازار نشر شده و در اختيار علاقهمندان قرار گرفته است.