خاطره‌های نفتی: ترجمان روزگار سپری شده

یکی از موضوعات نسبتاً جذاب و خواندنی که در دنیای کتاب به چشم می‌­خورد موضوع خاطرات شغلی است، توسط کسانی که دستی در نوشتن دارند و شوق آن را دارند که گذشته کاری خود را پیش چشم آورند. خاطره‌­نویس کار خاصی نمی­‌کند جز اینکه با نوشتن می­‌خواهد به بازنگری گذشته کاری خود پرداخته و دیگران را از وقایع آن باخبر سازد؛ گذشته‌­ای که بخشی از هویت و شناسنامهٔ شغلی نویسنده را تشکیل می‌­دهد......

ادامه نوشته

کتاب خاطره های نفتی (سی سال با صنعت نفت)

کتاب خاطره‌های نفتی

کتاب در دست چاپ

کتاب خاطره‌های نفتی: سی سال با صنعت نفت در ایران

پشت جلد:

اين پاره یادداشت‌ها از ميان آن سه «خ»- «خاطرات» و «خيالات» و «خرافات» – اگرچه عنوان خاطرات را به خود گرفته است و نه خيالات و نه خرافات، اما فقط خاطرات نيست؛ بسا توصيفاتی است كه از زاويه ديد نگارنده در لابه‌لای خاطرات، جامۀ نوشتار به خود پوشيده و در اين دفتر مجال طرح يافته است. اگر قدری تلخ و تند و گزنده می‌آيد، به‌ عمد نبوده است؛ با كمال تأسف بايد گفت نگاهی است كه از دل واقعياتِ فروخفته در جای جای سازمان‌های اداری منشأ می‌گيرد. راقم می‌توانست سر در گريبان خود كند و چشم بر وقايع پيرامونی خود ببندد و قلم به جنبش درنياورد، يا از سر خيال، قلمی کند و نهايتاً از سبد ساختۀ ذهن مايه گذارد تا مذاق‌ها را بيشتر خوش آيد، و بدين‌سان آفرين بر كارنامۀ خود بنشاند! اما دريغا چنين كاری از عهدۀ صاحب قلم برنيامد. نگارنده اين‌گونه راضی‌تر است. اگر اين شيوه دست‌اندركاران اداری را مطبوع نمی‌افتد با بزرگواری خود بر وی ببخشند و با دیدۀ اغماض‌ بر او قلم عفو دركشند!

درآمدی انتقادی به سنت کتابشویی

احسان راسخی*

نشان تجارت - صحنه‌ای را در ذهن خود مجسم کنید آنهم در این عصر کتاب و کتابت که شخصی به دلیل صوفی-گری در خانه خود مراسم کتابشویی راه بیندازد؛ در روزی مشخص، همه کتاب‌های شخصی خود را که از چند هزار تجاوز می‌کند، چه آن‌هایی را که خودش نوشته و چه آن‌هایی را که به قلم دیگران طی سال‌های متمادی خریده و خوانده است، در مراسمی در مقابل چشم اطرافیان و چندین دوربین فیلمبرداری به آتش بکشد و یا اینکه در باغچه حیاط خانه خود جمله آن کتاب‌ها را در زیر تلی از خاک دفن کند و آن وقت بر روی آن‌ها درخت بکارد و هنگام آب دادن این عبارت را با صدای بلند بر زبان آورد: «شما ای کتاب‌ها، روزگاری برای من دلیل و راهنما بودید و الآن که به وصال رسیده‌ام دیگر نیستید، حرفی برای گفتن ندارید. هذا فراق بینی و بینک»! در این صورت .......

ادامه نوشته

رونمایی از «کتاب یادهای یک نویسنده»

در مراسمی که عصر دوشنبه ۲۸ آبان در مؤسسه فرهنگی خانه دوست و در آستانه هفته کتاب برگزار شد از کتاب «کتاب‌یادهای یک نویسنده» نوشتۀ احمد راسخی لنگرودی رونمایی به عمل آمد.

ادامه نوشته

جذابیتهای پنهان یک کتاب

پروانه عزیزی


سابقاً در چلوکبابی‌‏ها، آن‏ها که بیشتر از ما عمر کرده‌اند به یاد دارند که بعد از خوردن غذا تقاضای یک پشت‏‌بند را می‏‌کردند، پشت‌‏بند به معنای یک غذای نیمه و برای سیر شدن کامل مشتری. حال کتاب “کتاب‌یادهای یک نویسنده” به قلم احمد راسخی لنگرودی حکم همان پشت‏‌بند را دارد.

کتاب‌‏یادهای یک نویسنده که توسط نشر همرخ به تازگی راهی بازار نشر شده همچون «یادداشت‏‌های یک کتاب‌باز» نگهبان و نگاهدار کتاب است. از بزرگان و آثارشان نام می‏‌برد، از تاریخ نشر می‏‌گوید، از خاطرات و تجربه‌های نویسنده در عالم کتاب‏خوانی، و همین است که خواننده را به وجد می‏‌آورد.....

ادامه نوشته

کافه‌های روشنفکریِ تهران

سیروس علی‌نژاد

کافه‌های روشنفکری در اوایل قرن شمسیِ گذشته، هم‌زمان با گروه‌های روشنفکری در تهران به وجود آمد. گروه ربعه، به‌مثابه‌ی پیشقراول جریان‌های روشنفکری در سال ۱۳۰۹ پدیدار شد و کافه‌های روشنفکری دور و بر سال ۱۳۱۰ ظهور کرد. «گروه ربعه» گروه روشنفکریِ نوگرایی بود که در برابر «گروه سبعه» قد علم کرده بود. گروه سبعه در اوایل قرن از شماری از نویسندگان و ادیبان سنتی مانند محمد تقی بهار، رشید یاسمی، سعید نفیسی، عباس اقبال آشتیانی، بدیع‌الزمان فروزانفر و محمد قزوینی شکل گرفته بود. نوگرایان ربعه عبارت بودند از .......

ادامه نوشته

گزارش نشست معرفی و بررسی کتاب «کافه‌های روشنفکری»روشنفکران ایرانی و نقش سنت کافه نشینی در روند اجتما

نشستِ معرفی و بررسی کتاب «کافه‌های روشنفکری» اثر احمد راسخی لنگرودی در موسسه فرهنگی «خانه دوست» برگزار شد.

در این نشست که دوشنبه 14 اسفند ماه با شرکت جمعی از اعضاء و با حضور برخی از کارشناسان و منتقدین ادبی برگزار شد سارا شریعت مدیر موسسه ضمن طرح این پرسش که «آیا کافه‌ها نقش مهم در روند اجتماعی داشته‌اند؟» به ویژگی‌های روشنفکر، اعم از مذهبی یا غیرمذهبی پرداخت و وظیفه روشنفکران را در جامعه و ارتباط آنها با حاکمان مورد اشاره قرار داد......

ادامه نوشته

پاتوق‌نشینی شعرا و نویسندگان پس از مشروطه گسترش پیدا کرد

کامیار عابدی گفت: پس از مشروطه است که پاتوق نشینی شعرا و نویسندگان به تدریج گسترش یافت و در قالب کافه‌ها و انجمن‌های ادبی، دفتر روزنامه‌ها، احزاب و گروه‌ها خود را نشان داد.

به گزارش خبرگزاری مهر، نشست معرفی و بررسی کتاب «کافه‌های روشنفکری» نوشته احمد راسخی لنگرودی در مؤسسه فرهنگی «خانه دوست» برگزار شد.....

ادامه نوشته

گمشده‌های عصر ما

«کافه‌‌‌های روشنفکری»؛ احمد راسخی لنگرودی؛ نشر مروارید

پیش از انقلاب طی چند دهه، کافه‌‌‌های پرآوازه‌‌‌ای بود که امروزه جز یکی دو تا، دیگر خبری از آنها نیست؛ نام و عنوانشان سراسر به تاریخ پیوسته است. باید گفت این کافه‌‌‌ها حالا دیگر جای خود را به پاساژ‌هاي تجاري پُرازدحام و راسته‌هاي پُرهياهو داده‌‌‌اند؛ به طوری که امروزه باید از آنها به عنوان گمشده‌‌‌های عصر کنونی یاد کرد و رد پایشان را فقط در کتاب‌‌‌های خاطرات و سخنان همان کافه‌‌‌نشینان جست......

ادامه نوشته

رونمایی از کتاب «کافه پرسش» به قلم احمد راسخی لنگرودی

باید هنر پرسشگری را بیاموزیم

۲۸ شهریور ۱۴۰۲، ۲۲:۱۹ 4020628107

کتاب «کافه پرسش» به قلم احمد راسخی لنگرودی طی مراسمی در موسسه خانه دوست رونمایی شد

عصر دوشنبه 27 شهریور طی مراسمی در موسسه خانه دوست، با حضور جمعی از اعضاء این موسسه کتاب «کافه پرسش» رونمایی شد.

ادامه نوشته

هراس از پرسش و پرسشگری

وحید گیلانی

چرا ما غالبا از پرسش می‌‌گریزیم؟ آیا همیشه این‌‌چنین بوده‌‌ایم یا در شرایطی چنین گریزی بر ما عارض شده است؟ چنین گریزی ریشه در کجای زندگی ما آدمیان دارد؟ چرا هرگاه سخن از پرسش می‌‌رود یاد دوران کودکی و سال‌‌های تحصیل خود می‌‌افتیم؟ پرسش‌‌های دوران کودکی غالبا چه نوع پرسش‌‌هایی بودند؟

ادامه نوشته

روزهای سویدانی

نویسنده: احمد راسخی لنگرودی

انتشارات: کویر

   پیرامون هشت سال دفاع مقدس تاکنون کتاب های بسیاری در قالب های مختلف نوشته شده؛ از یادداشت های روزانه گرفته تا گفتگو، داستان و روایت های شفاهی که در قالب کتاب تنظیم منتشرشده است و هر یک گوشه ای از این ایام سرنوشت ساز را که نقشی مهم در تاریخ معاصر ما داشته روایت می کنند. روزهای سویتانی نیز چنین اثری ست.
   احمد راسخی لنگرودی که پیش ازاین خواننده آثار ارزنده به قلم ایشان در حوزه نفت و تاریخ آن در ایران بوده ایم؛ این بار به سراغ خاطرات روزگار جوانی خود رفته است. سال هایی که به عنوان یک جوان رزمنده در عملیات فتح بستان حضور می یابد..............

ادامه نوشته

کتاب «غربت علم» رونمایی شد

مواجهۀ غيراصولي با علم و تكنولوژي در تاریخ

سایت الف، گروه کتاب، ۱۳ شهریور ۱۴۰۰

کتاب «غربت علم!» تازه ترین اثر احمد راسخی لنگرودی به همت موسسه فرهنگی «خانه دوست» طی مراسمی رونمایی شد

مولف این اثر در مراسم رونمایی که به جهت رعایت پروتکل­های بهداشتی با حضور جمع محدودی از اعضای خانه دوست برگزار شد طی سخنانی، ضمن تشکر از دکتر سارا شریعت مدیر موسسه فرهنگی «خانه دوست» در برگزاری این مراسم، به انگیزه خود در پرداختن به چنین موضوعی اشاره کرد و گفت: «آنچه که در این مجموعه آمده است نقد و نظری است اجمالی بر جریان علم و تکنولوژی در کشاکش مدح و ذم و نگاه­های افراطی در مواجهه با علم تجربی در ادوار مختلف تاریخ، از قرون وسطی تا عصر نوزایی علم و بعد از آن. پاره­هایی از این مجموعه، سال­ها پیش طی سلسله مقالاتی تحت عناوین مختلف در روزنامه­‌های کثیرالانتشار به چاپ رسید. این مجموعه شرح و بسط همان مقالات است.»....

ادامه نوشته

وقتی علم گرفتار غربت میشود!

رشد و پیشرفت علوم تجربی در قرون جدید و سیطره و استیلای تكنولوژی بر بسیاری از جوانب حیات بشری و به‌تبع، آثار سازنده یا مخرب ناشی از آن، به طور کلی دو نوع مواجهۀ غیراصولی را بین دسته‌ای از صاحب‌نظران در پی داشته و به شكل‌گیری پاره‌ای مواضع تند و افراطی نسبت به علم و تكنولوژی و فناوری‌های جدید دامن زده است...........

ادامه نوشته

روزهای سویدانی

معرفی کتاب روزهای سویدانی

کتاب روزهای سویدانی نوشته احمد راسخی لنگرودی، برگی از خاطرانت عملیات فتح بستان (آذرماه ۱۳۶۰) است که در انتشارات کویر به چاپ رسیده است.

درباره کتاب روزهای سویدانی

دفتر خاطرات ایران پر است از زخم های روزهای جنگ و دردی که شهادت جوانان بر پیکرش وارد کرد. اما از طرف دیگر، هر زخمی، با خود سربلندی به همراه دارد چراکه نشانی از اقتدار است و سر خم نکردن در برابر دشمن را به یادمان می‌آورد. شجاعت جوانانی که به آسانی از جان و مال خود گذشتند تا روزهای آینده ایران را روشن‌تر از چیزی که بود کنند و در این مسیر، شهادت و ایثارگری نصیبشان شد به همراه خاطراتی جذاب که در کنار تلخی و شیرین توامانش، درسی برای زندگی دارد.

احمد راسخی لنگرودی در کتاب روزهای سویدانی خاطرات روزهای عملیات فتح بستان را نوشته است که در ماه آذر سال ۱۳۶۰ انجام شد. این کتاب ......

ادامه نوشته

کتاب افسانه اقبال- زندگی سیاسی دکتر منوچهر اقبال

  کتاب «افسانه اقبال» به قلم احمد راسخی لنگرودی از سوی انتشارات کویر به چاپ سوم رسید.....

ادامه نوشته

كتاب «شهر گفتگو» منتشر شد

«با سقراط در شهر گفتگو»

احمد راسخی لنگرودی

ناشر: اطلاعات، چاپ اول 1398

 208 صفحه، 45000 تومان

 

****

 

گفتگوهای سقراطی به مثابه شهری دیدنی می‌آید كه گشت و گذار در آن، دست‌كم برای یك بار هم كه شده ارزش آن را دارد. در این شهر با آدمیانی روبرو می‌شویم كه غالبا با رغبت با سقراط، فیلسوفِ گفتگو، بر سر موضوعات مختلف به گفتگو نشسته‌اند. اداره‌ی شهر گفتگو به دست با كفایت اوست. اوست كه گفتگوها را غالبا شكل می‌دهد، به پیش می‌برد و به انجام می‌رساند.

شهر گفتگو از هر نظر كه نگریسته شود؛ اعم از شكل و محتوا، زیبا و جذاب می‌آید. نكات آموزنده و افق‌ساز فراوان دارد. ....

ادامه نوشته

بسا انديشه‌هاي پرشوري كه به دالان تاريخ پيوست!

چاپ دوم كتاب «سارتر در ايران» به قلم احمد راسخي لنگرودي منتشر شد.

    اين كتاب كه به همت نشر اختران بازنشر يافت به بررسي نقش تاثيرگذار ژان پل سارتر در انديشه روشنفكران ايران و شكل‌گيري كافه‌هاي روشنفكري در دهه‌هاي چهل و پنجاه مي‌پردازد.

ادامه نوشته

كتاب «سارتر در ايران»

كتاب «سارتر در ايران» نوشته احمد راسخي لنگرودي منتشر شد. اين كتاب به بررسي نقش تاثيرگذار ژان پل سارتر در انديشه روشنفكران ايران و شكل‌گيري كافه‌هاي روشنفكري در دهه‌هاي چهل و پنجاه مي‌پردازد.

   مولف در مقدمه كتاب مي‌نويسد: ژان پل سارتر، نامي كه من در آغاز جواني با آن آشنا شدم. من اين آشنايي را مرهون آثار علي شريعتي‌ام. آن سال‌هاي آغازين كه با اين نام آشنا شدم، البته شريعتي ديگر بدرود حيات گفته بود و ايران نيز در آستانه انقلابي بزرگ قرار داشت. موج انقلاب بيشتر و بيشتر مي‌شد. اين موج مرا بيش از پيش به پاي مجموعه آثار شريعتي مي‌كشاند. كتاب‌هاي شريعتي را كه بازمي‌گشودم پر بود از نام سارتر و نظرات وي كه طي چند دهه در جهان و ايران نامي افسانه‌اي پيدا كرده بود. توگويي مجموعه آثار شريعتي كمابيش بوي «سارترزدگي» مي‌داد. اين هواي «سارترزدگي» را در آثار روشنفكران ديگري نيز مي‌شد ديد؛ جلال آل احمد از جمله آنهاست. نه او، كه نسلي از هم‌نسلان او در آن دوران تاريخي، بخشي از جواني خود را به پاي انديشه‌هاي سارتر ريخت. انديشه‌هايي كه در عرصه‌هاي متنوع راه گشود؛ عرصه‌هايي چون؛ هنرهاي نمايشي و ادبيات داستاني، كافه‌‌هاي به اصطلاح روشنفكري و جريانات فزاينده سياسي.

   سارتر آن روزها هنوز در قيد حيات بود و نه آن شادابي و جنب و جوش گذشته، كه به سختي سال‌هاي پاياني عمر خود را مي‌گذرانيد. وقتي سارتر از دنيا رفت ديگر آن آوازه افسانه‌اي گذشته را نداشت. بي‌اندازه كم‌‌رنگ شده بود. ديگر كمتر نامي از او در محافل روشنفكري بر سر زبان‌ها مي‌گشت. آن كشنده فلسفي كه روزگاري ناوگان سنگين روشنفكري را به دنبال خود مي‌كشيد، به سرعت رو به افول مي‌رفت و حيات فرجامين خود را طي مي‌كرد.

   اما آن آوازه افسانه‌اي چه بود و كجا رفت؟ چگونه دامنه نفوذ افكارش به يكباره از سراسر گيتي محو شد و به خاك نشست!؟ تا جايي كه براي نسل جوان امروز چنين شخصيتي چهره‌اي مهجور مي‌آيد، و اينكه چگونه مي‌توان .....

ادامه نوشته

كتاب «سه دهه با صنعت نفت»

كتاب «سه دهه با صنعت نفت»، نوشته احمد راسخي لنگرودي منتشر شد.

اين كتاب خاطراتي است از سال‌هاي سال پشت ميزنشيني و پرسه در كوچه پس كوچه‌هاي اداري، به قامت سه دهه.

كتاب «سه دهه با صنعت نفت» از ميان آن سه «خ»- خاطرات و خيالات و خرافات - اگرچه عنوان خاطرات را به خود گرفته است و نه خيالات و نه خرافات، اما فقط خاطرات نيست؛ بسا توصيفاتي است كه از زاويه ديد نگارنده در لابلاي خاطرات جامه نوشتار به خود پوشيده و در اين دفتر مجال طرح يافته است. اگر توصيفات قدري تلخ و تند و گزنده مي‌آيد، به‌عمد نبوده است؛ با كمال تاسف بايد گفت نگاهي است كه از دل واقعيات فروخفته در جاي جاي سازمان‌هاي اداري منشاء مي‌گيرد. راقم چنانكه خود در مقدمه آورده است مي‌توانست سر در گريبان خود كند و چشم بر وقايع پيراموني خود ببندد و قلم به جنبش درنياورد، يا از سر خيال قلم زند و نهايتا از سبد ساخته ذهن مايه گذارد تا مذاق‌ها را بيشتر خوش آيد، و بدين‌سان آفرين بر كارنامه خود بنشاند! اما دريغا چنين كاري از عهده صاحب قلم برنيامد.

كتاب «سه دهه با صنعت نفت» با اين رويكرد، پرده از خاطرات سر به مهر نگارنده آن برمي‌دارد. اين مجموعه در سه دهه‌ي مستقل و در 230 صفحه به بازگويي خاطرات نشسته است. دهه نخست، اين بخش‌ها را به خود اختصاص مي‌دهد: «‌نخستين روزها»، «اندر احوالات كاركنان»، «جلسات اداري»، «عبارات در ادارات»، «جدال قديم و جديد»، «طرح كارانه»، «من در محكمه»، «مديريت آسان»، «مدير مستبد به سكته رفت»، «طبالي به ز بطالي!»، «پيشنهاد پست رياست» و...

بخشي از عناوين دهه دوم عبارتند از: «در كسوت نويسندگي»، «ديدار با محقق، مورخ و اديب برجسته»، «بخشنامه شرايط احراز»، «تغيير كابينه و موج تغييرات»، «ماجراي كاپشن امانتي»، «نشسته در دود»، «در سايه مديريت جديد»، «طلوع نخبگان»، «توديع يك مدير عامل»، «از نفط تا نفت»،

دهه سوم از اين مجموعه را اين عناوين تشكيل مي‌دهد: «سياست‌زدگي در ادارات»، «از فراز تا فرود»، «كتاب‌هاي بي‌جلد»، «سونامي تغييرات»، «نفت و قلم»، «طرح‌هاي بكر، اما عقيم و سترون»، «طرح دوركاري»، «از كلان‌شهر تا خردشهر»، «از افتتاح‌زدگي تا ذوق‌زدگي»، «حمله سايبري»، «مديرعاملي در نقش واليان دين!»، «عنواني كه مرا سر بود»، «گرم‌بازار نشست‌ها»، «جلسات بازنشستگي»، «سال‌هاي دهه نود»، «از حقوق‌هاي نجومي تا بازنشستگي‌هاي هجومي».

بر بال خاطرات (جلد اول)

جلد اول كتاب «بر بال خاطرات» نوشته احمد راسخي لنگرودي منتشر شد.

در احوالات خود كه مي‌نگرم مي‌بينم هميشه كنجكاو بوده‌ام كه بدانم اجداد دور و نزديكم چه كساني بوده‌اند؛ چه ويژگي‌ها و مختصاتي داشته‌اند؛ چه سطحي از علم و دانش را پيموده‌اند؛ و عمر گرانمايه خود را در حوادث روزگار و كشاكش ايام چگونه گذرانيده‌اند. دريغا، اين كنجكاوي هيچگاه راه به جايي نبرد. بهتر است بگويم هميشه حس كنجكاوي‌ام به ديوار ‌خورد. تا جايي كه برگي از تاريخشان به رويم گشوده نشد. گويي بي‌تاريخ و بي‌پشتوانه‌ام! چه دريغي از اين بالاتر، و حتم كه اين دريغ نه از بي‌تاريخي كه از بي‌خبري است.

   خوشبختانه اين كنجكاويِ به ديوارخورده، مرا پندآموز و مسئوليت‌آفرين بود. في‌الحال اگر خاطره‌نويسي مي‌كنم كاري است برخاسته از اين احساس مسئوليت و در جهت حس كنجكاوي آيندگان. بيشتر به آنان نظر داشته‌ام؛ خاصه نوادگان.

   كتاب «بر بال خاطرات» كه جلد اول آن جديدا به چاپ رسيده است با اين رويكرد، پرده از خاطرات سر به مهر نگارنده آن احمد راسخي لنگرودي برمي‌دارد. اين مجموعه در چهار فصل گرد آمده است. فصل نخست كه عنوان «كودكي‌هاي من» به خود گرفته است، اين بخش‌ها را به خود اختصاص مي‌دهد: ‌ بهشهر؛ دهه چهل، در احوالات پدر، سيري در خاندان، سال‌هاي آغازين عمر، ورود به مدرسه.

   در فصل‌هاي دوم و سوم كه به ترتيب عناوين «هجرت به تهران» و «جواني‌هاي من» را به خود اختصاص مي‌دهد، اين بخش‌ها خودنمايي مي‌كند: آخرين روز امتحان، دوران سربازي، گريز از پادگان، يك روز مانده به انقلاب، تسخير پادگان، اولين روز پادگان در فجر انقلاب، در سنگر تدريس، دوران دانشجويي، مباحثات من و پدر.

   در فصل پاياني با عنوان «ورود به عرصه زندگي»، بخش‌هاي ديگري از خاطرات عمر نويسنده مورد بازخواني قرار مي‌گيرد. جلد اول اين كتاب با عنوان «غروب پدر» پايان مي‌پذيرد.

كتاب جديدالانتشار منوچهر بزرگمهر به قلم احمد راسخي لنگرودي

 فيلسوف نفت

منوچهر بزرگمهر از زمره نويسندگاني بود كه در دهه بيست وارد صنعت نفت شد و در نقش فردي صاحب قلم، حلقه اصحاب قلم را در اين صنعت بيش از پيش تقويت كرد. گويي صنعت نفت در گذشته‌هاي خود به مثابه كافه‌هاي روشنفكري بود كه صاحبان قلم را طي چند دهه در دامن خود جمع كرد و آنها را در سطح شخصيت‌هاي برجسته و تاثيرگذار در عرصه فرهنگ و انديشه پرورد؛ بزرگاني همچون: محمد‌علي موحد، حسن كامشاد، اسماعيل فصيح، منوچهر بزرگمهر، ابوالقاسم حالت، صادق چوبك، ابراهيم گلستان، نجف دريابندري، عزت‌الله فولادوند، صفدر تقي‌زاده، حميد نطقي، فواد روحاني، محمد‌علي صفريان، مهرداد مهرين، مهدي ماحوزي، محمدجواد مصفا و شمار ديگري از شخصيت‌هاي بنام و پرآوازه ديگر از جمله اعضاي اين حلقه محسوب مي‌شدند كه هر يك سال‌ها بعد با چاپ آثار گرانسنگ و متنوع خود نقش برجسته‌اي را در عرصه قلمِ اين مرز و بوم ايفاء نمودند. خاصه؛ اين حلقه مترجمين صنعت نفت بود كه با پيوستن منوچهر بزرگمهر به اين صنعت رونقي ديگر به خود گرفت و ترجمه در اين صنعت حائز نقش و پايگاهي مستقل شد؛ خاصه مترجمان مطرحي همچون: عزت الله فولادوند، حسن كامشاد و تا حدي نجف دريابندري و فواد روحاني كه با ترجمه آثار فلسفي، پيشروان انديشه‌ نو را در مغرب زمين به ايرانيان شناساندند و هر يك به سهم خود برگي از فلسفه غرب بر برگ‌هاي موجود افزودند.

   اما نقش و جايگاه منوچهر بزرگمهر در اين ميان چيز ديگري است. وي اگرچه شغل ديواني و اداري خود را در صنعت نفت اختيار كرده و به مناصب بالاي اداري همچون مشاور حقوقي شركت نفت و ریيس اداره حقوقی شركت نفت انگليس و ايران، دست يازيده بود اما به عنوان مترجم آثار فلسفي در زمره اولين كساني بود كه تازه‌هاي انديشه‌ فلسفي غرب را به ايرانيان شناساند. او در زمره پيشگامان و مشعل‌داراني به شمار مي‌آيد كه در شناسايي فلسفه تحليلي و فيلسوفان تجربه‌گراي غرب به زبان فارسي صاحب كرسي است؛ به طوري كه مي‌توان گفت گسترش تفكر اين مشرب فلسفي در ايران با آثار نوشتاري او صورت پذيرفته است. كسي نيست از دانش‌آموختگان رشته فلسفه كه نام منوچهر بزرگمهر را نشنيده و از مقام و شخصيت و مجموعه آثار ترجمه‌اي او بي‌خبر باشد. اهميت كار بزرگمهر آنجا نمايان مي‌شود كه پژوهشگران فلسفي طي چند دهه هنگامي كه مي‌خواستند درباره فلسفه تحليلي اطلاعاتي كسب كنند معمولا به سراغ آثار ترجمه‌شده او مي‌رفتند. به پيشنهاد او بود كه استاد مرتضي مطهری جلسات درس هفتگی فلسفه تطبیقی را در خانه وي در خيابان ميرداماد، خيابان نفت با حضور جمعي از صاحب‌نظران از جمله دكتر حميد عنايت، دكتر رضا داوري و دكتر غلامعلي حداد عادل دایر کرد. او چندين سال در دهه پنجاه در مقاطع مختلف از جمله؛ فوق ‌ليسانس و دكتراي فلسفه دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران و بعضي دانشكده‌هاي ديگر به تدريس متون فلسفي به زبان انگليسي و منطق جديد و فلسفه تحليلي همت گماشت.

   بهانه نوشتن اين كتاب، چنانكه مولف كتاب احمد راسخي لنگرودي در پيشگفتار نقل مي‌كند به زمستان 1393 بازمي‌گردد كه نويسنده به اتفاق دو تن از دوستان روزنامه‌نگار خود؛ سيروس علي‌نژاد و علي دهباشي، به ديدار دكتر محمدعلي موحد نويسنده كتاب دو جلدي «خواب آشفته نفت، مي‌رود. در اين ديدار يك جلد كتاب «نفت و قلم» را كه به قلم احمد راسخي در سال 1389 انتشار يافت، به رسم يادبود به دكتر موحد تقديم مي‌شود. دكتر موحد پس از دريافت كتاب و نظري گذرا به فهرست آن، نويسنده را به نوشتن كتابي مستقل در پيرامون هر يك از نويسندگان و مفاخر صنعت نفت ترغيب و تحريض مي‌كند. ترغيب و تحريضي كه سال‌ها بعد به تدوين و انتشار اين كتاب مي‌انجامد.

   راسخي لنگرودي كه پيش از اين نيز علاوه بر آثار فلسفي، تجربه چاپ آثاري چون: «نفت و قلم»، «افسانه اقبال» (زندگينامه سياسي منوچهر اقبال)، «مردان نفت» و «طنزهاي نفتي» را در شناسنامه قلمي خود داشته است در بخشي از مقدمه كتاب «منوچهر بزرگمهر» آورده است: «بزرگمهر در شرايطي كرسي‌دار فلسفه تحليلي در ايران شناخته شد كه نه درس‌آموخته فلسفه، كه خودآموخته فلسفه بود. رشته دانشگاهي را نه در رشته فلسفه، كه ساليان دراز در رشته حقوق گذرانده بود. او بيش از هر چيز در آغاز، دستي در رشته حقوق داشت و شغل ديواني و اداري خود را در همين رشته در صنعت نفت اختيار كرده و به مناصب بالاي اداري دست يازيده بود. نخستين آثار قلمي خود را نه در فلسفه و نه در قالب كتاب، كه در حوزه‌هاي اجتماعي، اخلاقي و عرفاني، و در مطبوعات و جرايد آن روز ايران رقم زده بود. در اصل، او در آغاز روزنامه‌نگاري غيرحرفه‌اي بود كه بعدها به مترجم حرفه‌اي كتاب‌هاي فلسفي تبديل شد. ترجمه‌هاي او از متون فلسفي در دهه‌هاي چهل و پنجاه بالاترين شمارگان را از آن خود كرده بود».

   اين مجموعه كه در 7 بخش گرد آمده است به بازشناسي فعاليت‌ها، نگرش‌ها، آثار و ديدگاه‌هاي عرفاني و فلسفي منوچهر بزرگمهر به عنوان يكي از مترجمين مطرح و برجسته متون فلسفه تحليلي مي‌پردازد.

   در بخش نخست با عنوان «ترجمه احوال» به شرح احوالات بزرگمهر در مقاطع مختلف سني؛ از دوران كودكي او تا واپسين روزهاي حيات، و از تجارب ديواني، قلمي و آموزشي او تا ويژگي‌هاي شخصيتي او پرداخته مي‌شود.

   در بخش دوم با عنوان «مرقعات صاحبدل»، تاليفات و سبك نوشتاري بزرگمهر مورد بررسي قرار مي‌گيرد و ايضا به طور نمونه به پاره‌هايي از نثر او اشاره مي‌شود.

   «در كسوت ترجمه» عنوان سومين بخش از كتاب حاضر را به خود اختصاص مي‌دهد. در اين بخش از كتاب به ترجمه‌هاي فلسفي بزرگمهر و نظرات ديگران در خصوص آن آثار و دقت‌هاي ويژه بزرگمهر در معادل‌سازي و معادل‌يابي اصطلاحات انگليسي پرداخته مي‌شود.

   در پخش چهارم با عنوان «فطرتي شكاك»، شكاكيت فطري و ديرباوري ذهني او، و نيز چگونگي برون‌رفت وي از قلمرو شك و شكاكيت مورد بحث و نظر قرار مي‌گيرد.

    بخش پنجم كه با عنوان كنايه‌آميز «پوزيتيويست صاحبدل» آمده است از رويكرد دوگانه و ناهمسازي‌ها و نقيضه‌‌گويي بزرگمهر سخن به ميان آورده و جايگاه اخلاق را در ديدگاه پوزيتيويستي او، و نيز نزديكي ديدگاه او را در عرصه اخلاق و سياست به نظريه افلاطون مورد بررسي قرار مي‌دهد.

   «فيلسوف خودآموخته» عنوان ششمين بخش از اين مجموعه را به خود اختصاص مي‌دهد. در اين بخش به چيستي فلسفه تحليلي به عنوان گرايش فلسفي بزرگمهر و نيز آراي فلسفي و علاقه‌مندي وي به فلسفه تطبيقي پراخته شده است.

   «تمدن و فرهنگ ايراني» به عنوان پايان‌بخش كتاب، به بخش حاشيه‌اي نظرات بزرگمهر مي‌پردازد. در اين بخش ديدگاه ويژه او در مورد ميراث تمدني و فرهنگي ايران و اسلام مورد بازكاوي قرار مي‌گيرد. 

   كتاب «منوچهر بزرگمهر» به همت نشر كوير در 120 صفحه و با قيمت 9000 تومان به تازگي راهي بازار نشر شده و در اختيار علاقه‌مندان قرار گرفته است.

 

سيطره قدرت

سيطره قدرت (فصلي از كتاب «مهار قدرت» در دست چاپ)

احمد راسخي لنگرودي

 ماشين قدرت، پرشتاب و در سرعت فزاينده است، قدرتمند يكريز مى‏راند و مي‌تازد و مي‌خرامد. پيوسته نظر به توسعه دامنه خود را دارد. هيچ نوع نقد و نظارتي را بر اعمال خود نمي‌شناسد. بالذات پويا و روزافزون است، ميدان پيدا كند به سمت استبداد مطلق يا توتاليتريانيسم Totalitarianism ميل مي‌نمايد.

   توسعه‌طلب و زياده‌خواه است. همواره مي‌خواهد...

ادامه نوشته

شريعتي از شك تا يقين

شريعتي از شك تا يقين

احمد راسخي لنگرودي

ماندگاري شخصيت‌هاي ممتاز يك قوم به انديشه‌هاي ماندگاري است كه به چرخه زمان آن قوم پيوند مي‌خورد و اين بالاترين امتيازي است كه كمتر نصيب آدميان مي‌شود؛ خاصه آنكه ماندگاري انديشه‌ها را به شروطي چون تحول‌آفريني و نوآوري نيز مشروط نماييم. تنها در اين صورت است كه مي‌توان نسبت زمانه را با تمام تحولات و دگرگوني‌هايش با روح و جوهره آن انديشه‌ها به سنجش كشاند و فصول آن را از سر نياز و ضرورت بازگشود و آموزه‌هاي آن را بازبيني و بازخواني كرد. حال اگر چنين است، مجال اين پرسش فراهم است كه آیا می توان شریعتی را در زمره شخصیت های ممتاز، برخوردار از اندیشه‌ای ماندگار و پیوند خورده با چرخه زمان قلمداد کرد و برای آن در تاریخ این قوم فصلی مستقل گشود؟ آيا نگرش و تلقي‌هاي او به عنوان يك شخصيت فكري در شرايط امروزين قابليت آن را دارد كه محل درنگ و تامل واقع شود و به كار امروز ما آيد، يا اين كه آن چنان كه عده‌اي مي‌انگارند و مي‌خواهند تبليغ كنند، هيچ كوششي را در اين زمينه صواب نيايد و توفيق نشايد؟ آيا مي‌توان بين دغدغه‌ها و انديشه‌هاي نظري او و شرايط زمانه خود نسبتي منطقي برقرار ساخت و آنگاه براي بازخواني آموزه‌هاي آن مجالي را فراهم كرد؟ هر پاسخ ممکنی که در برابر این پرسش یا پرسش‌هایی از این دست قرار گیرد، نباید ما را از اعتراف به این واقعیت بازدارد که شریعتی در طول حیات فکری خود در جست‌وجوی حقیقت بود. به عبارتي جست‌وجوي حقيقت در راس زندگي او قرار داشت و در نيل به حقيقت و رسيدن به افق‌هاي روشن آن لحظه‌اي آرام و قرار نداشت؛ به طوري كه تمام توان و استعداد او معطوف به همين موضوع شد. اما او در این جست‌وجوی مهم و بس دشوار ممکن است بیش و کم ره به خطا یا اشتباه برده باشد. این نکته‌ای نیست که از دیده او پنهان بوده باشد. چنان که در جای جای مجموعه آثار خود، آنجا که نقدی عالمانه برگفته و نوشته یا فکر او رفته است، بر اشتباه خود اعتراف داشته، یا پیوسته خطا بودن آرای خود را ممکن و محتمل دانسته است. دليرانه پيوسته تصريح مي‌دارد: «ادعاي كشف و كرامت و رسيدن به حق‌اليقين و عين‌اليقين ندارم و هرگز دست از پژوهش و جست‌وجوي حقيقت و احتمال اشتباه در كار خودم و حرف حساب در منطق ديگران و در نتيجه، تلاش و طلب برنداشته‌ام.» م.آ 34، ص 168....

سطرهاي فوق بخش‌هايي از كتاب در دست انتشار را با عنوان «شريعتي از شك تا يقين» تشكيل مي‌دهد. كتاب در حال حاضر مراحل كسب مجوز  را در ارشاد طي مي‌نمايد و نشر علم چاپ و انتشار آن را عهده‌دار خواهد بود.

اين كتاب در سال 1383 يك بار توسط نشر قصيده سرا انتشار يافت كه در چاپ جديد پاره‌اي تغييرات و اصلاحات در آن انجام گرفته است.

عقل و نقد - كتاب در دست نوشتار

عقل و نقد

احمد راسخي لنگرودي

وجه مميزه آدمي و جوهر وجودي او به عقل است. عقل و انديشه در گسترده‌ترين معنا، برترين نمود جان انساني و بالاترين امتياز بشري شمرده مي‌شود. جوهر وجودي انسان و طبيعت واقعي او را در اين معنا بايد بازشناخت و تعريف نمود. به طوري كه سلب اين معنا از مباحث بشري، به نفي جوهر اصيل او خواهد انجاميد؛ چرا که به واسطه گوهر گران‌بهای عقل است که آدمی مفتخر به مدال «لقد کرمنا» و «فضّلنا» شده است. لذا مي‌توان گفت جهان انسان، جهان انديشه و تعقل است. شخصيت واقعي انسان همان نيرويي است كه فكركننده است. لذا زندگي بدون اعتناي به سرمايه عقل و تعقل سزاوار انسان بودن و انسان شدن نيست...

 

...اگر همگان را از نعمت انديشه بهره‌اي است و انديشه‌ جان‌مايه آدمي است، بنابراين انديشه را از نقد گريزي نيست. نمي‌توان انتظار انديشيدن داشت و آن را حق مسلم همگان دانست؛ اما نقد را اعتنايي نكرد و آن را امري زائد و تشريفاتي به شمار آورد.

   انديشيدن بدون محوريت نقد با نقيض خود همراه است؛ لازمه آن نينديشيدن و فكرنكردن است؛ چراكه كار عقل از يك سو نقد يا سنجش نقادانه است و از سوي ديگر عقل، خود موضوع نقد يا سنجش نقادانه واقع مي‌شود. نقد مانعي از سستي، سبك‌سري و خام‌انديشي در انسان مي‌شود. بنابر قاعده، از فردي ساخته نيست كه به تنهايي و به درستي در عرصه‌هاي فهم گام نهد و بدون تعاطي و هم‌انديشي با ديگران به تمامي حقيقت نائل آيد...

اين عبارات بخش‌هايي از كتاب «عقل و نقد» را تشكيل مي‌دهد كه نگارنده در دست نوشتار دارد. تا كنون فصل‌هايي از آن همچون: «در تنور داغ نقد»، «در ستايش شنيدن»، «جلوه حقيقت در گذرگاه گفت‌وگو»، و «ارتباط زبان و تفكر» و...سامان يافته است.

در فصل «در ستايش شنيدن» مي‌خوانيم:

 

سكوت راهي است كه انسان با حقيقت پنجه مي‌زند و حقيقت را به نشان دادن خود وامي‌دارد. سكوت خبر از آوا مي‌دهد و هرچه خبر از آوا دهد خود از جنس آواست، و آن معجزه‌اي است كه يك سوي در حقيقت دارد و سوي ديگر در عالم پيوند انساني...

 

   در آنجا كه «گفتي» هست و «شنودي» نيست نبايد وقوع امر مباركي را انتظار كشيد و به ورق خوردن صفحه محبوب معرفت و دانايي اميدوار بود.

   مدينه‌اي كه در آن توان و اراده‌اي براي شنيدن نيست و گوش به آوا سپردن، و هر گونه گفتي را نيوشيدن، جان‌ها را مهجور و بيگانه، و اراده‌ها را سخت و دشوار مي‌نمايد نبايد هيچ‌گاه جرياني از انديشيدن را شاهد بود و روزنه گشوده‌اي را به روي حقيقت جست‌وجو كرد....

فرهنگ نفتي و نفت فرهنگي(نام آوران فرهنگي صنعت نفت ايران)

فرهنگ نفتي و نفت فرهنگي(نام آوران فرهنگي صنعت نفت ايران)

دکتر محمد رضا مهدی زاده

نظريه پردازان متعددي ريشه اصلي مصايب وناکامي هاي تاريخي جامعه ما را بلاي سياه نفت يا نعمتي در لباس نقمت  پترودلاري و پرورش دهنده دولت هاي رانتير دانسته اند.اثار متعددي هم در اقتصاد سياسي وجامعه شناسي تاريخي براي تحليل اثرات درامدهاي بادآورده وسياه نفتي بر رشد اقتصادي، تورم ،بيماري هلندي ودر نتيجه برساخته شدن نهادهاي نفتي، توليد ومنتشر شده است. اين آثار ونظريات گرچه هنوز کمند وبايد بيشتر توليد ونقد شوند اما وجه ديگر تاثيرات نفت يعني اثرات فرهنگي هنوز در سايه وسکوت قراردارد. اگر نفت بر اقتصاد وجامعه اثر دارد پس جايگاه تاثيراتش بر فرهنگ وانديشه کجاست .واضح است که اين تاثير غير مستقيم ونامرئي است وبه نگاه دقيق جزئي وباريک بين تحليلگران ژرف انديش واگاه محتاج است.

از اينرو فرهنگ نفتي نيز -در تمام سطوحش چه نوع ارزش ها ورفتارها وکنش هاي خرد مردمان باشد وچه در سطح کلان ساختارهاي بازتوليدکننده ثروت و رانت و بوروکراسي،مدرنيته نفتي  و... - حوزه  بكر و جالبي براي قلم زدن است. در اين بخش شايد رمان اسرارگنج دره جني (نوشته ابراهيم گلستان ،فردي که  خودش زماني  از کارکنان صنعت نفت ايران بود و  فيلمي هم  از آن ساخت) تنها يک نمونه ازاين دست نوشته ها در حوزه رمان است که به تحليل چگونگي شکل گيري ساختارهاي جديد اجتماعي وفرهنگ نوظهور به اصلاح مدرن ونفتي عصر پهلوي(دوم) به مدد  چاه هاي پرگنج نفتي مي پردازد.

اما اگر از اين بحث بگذريم زندگي در سامان وساختار نفت مي تواند موقعيت خوبي را براي كار ،تفكر ونوشتن درباب فرهنگ نفتي فراهم كند. اما چنين كاري نخست وجود وگوهر وهمت وآگاهي كافي مي خواهد وسپس ياري و مساعدت زمانه و زمينه.

شايد نسل جديد كمتر بداند كه ورود سينما وخاصه سينماي مستند،رمان نويسي جنوب،دانش روابط عمومي،حقوق بين الملل وقراردادهاي بين المللي ومطبوعات وانتشارات به سبك نوين رگ وريشه اي هم در چاههاي نفت مسجد سليمان وشهر زيبا و نوستالژيك آبادان وخطه جنوب دارند.  اگر با رمان زمستان62  اسماعيل فصيح  بانثري راحت وروان با غم ها وسختي ها وناراستي هاي آن عصر همراه با جلال آريان به شهود و رويت زمانه غمباري از كشورمان مي نشينيم  واگر با متن وترجمه هاي روان فولادوند با فلسفه غرب  آشنا مي شويم واگر بافيلم هايي چونموج و مرجان وخاراي گلستان  شاهد مستندي بالاتر از قد وقواره عصركنسرسيوم هستيم واگر .... هنر قلمزنان برجسته اي  دركارند كه در اين ساختار و موقعيت واز دامان نفتي فرهنگي برخاسته اند. شايد كمتر كسي بداند كه نجف دريا بندري،صادق چوبك و حسن كامشاد (در عرصه تاليف وترجمه) يا مصطفي فاتح (از سياسيون چپِ و  بعنوان اولين دانش آموختگان خارج كشور ونخستين مدير نفتي ايراني)و فواد روحاني بعنوان اولين دبيركل اپك  (كه در كنار كار حقوقي  ترجمه جمهوري افلاطون وتصحيح الهي نامه عطار كار اوست)  از كاركنان نفت  واز جرگه فرهنگيان نفت بودند كه در كنار كار روزانه به نشر  آثار سترگ وتوسعه فرهنگ هم ياري رسانده اند.

هرچندكمتر اثري در معرفي اين نسل وافرادش وتحليل وضعيت آنها پديد امده است، اما كتاب اخير دوستم جناب آقاي راسخي لنگرودي مساهمت مهمي در آغاز اين راه است.جناب راسخي كه هنر تاريخ نويسي وبه ويژه پروژه تاريخ  نفت را در كتاب قبلي اش افسانه اقبال(در خصوص يكي ازنخست وزيران و دولتمردان پرنفوذ سياسي ايران وسكان دار درازمدت صنعت نفت ايران در نقش مديرعامل تا سال 1356 با مدرك دكتراي طب اطفال) بخوبي پي گرفته است در كتاب اخيرش بنام "نفت وقلم"(به تاسي از نون والقلم جلال  كه شباهت هاي نثري  نويسنده اش  هم با جلال  در برخي آثار وي بسيار مشهود است وبتازگي منتشر شده است) بار ديگر خاطره قلمزنان عرصه فرهنگ ايران را كه از دامان صنعت نفت برخاسته اند تازه كرده وگرد فراموشي را  از چهره آنها براي نسل جديد كنار زده است وسيماي نفت فرهنگي را در مقابل نفت تكنوكراتيك برايمان بنمايش دراورده است. سيماي جذابي كه بنظرم مديون  نظام نهادينه شده  شايسته گرايي و استعدادپروري صنعت نفت است چراكه  مي توان  گفت در جذب ونگهداشت استعدادهاي برتر (از هرنوع )، نظام وسيستم منظم ونخبه گراي سابق نفت والبته شهرت وبرندش بي تاثير نبوده است.

مطالعه اين اثر براي نسل جديد، علاوه بر كمك به  بازخواني هويت صنعت نفت واثراتش بر فرهنگ وهنر ومردان انديشه  واجد اين درس است كه عليرغم تاكيد مفرط بر مهندسي وساختار تكنوكراتيك نفت، وجود نخبگان چندساحتي  در اين صنعت يكي از دلايل موفقيت وتوليد استراتژي هاي بزرگ وبلندنظرانه آن  بوده و خواهدبود و اينكه  در آن الگوهايي از افراد فعال وپر تلاش در هر عرضه هنوز براي جوانان بدون آرمان ياساكن عصر موسوم به مرگ قهرمانان باقي است. 

فرزانگان صنعت نفت

سده بيستم براي ايرانيان با اعطاي امتياز دارسي (1901) آغاز شد: معاهده يي ميان تاجري انگليسي و شاهي بيمار (مظفرالدين شاه) كه به مرد بيگانه اجازه مي داد نفت ايران را استخراج كند. دارسي كه در تمام عمرش حتي يك بشكه نفت هم نديد، شايد هيچ گاه به مخيله اش هم خطور نمي كرد دست روي نقطه چنان حساسي گذاشته كه بخش عمده يي از منازعات ايران و بلكه جهان از آن برمي خيزد. نفت البته در سال 1908 و به همت برخي مهندسان انگليسي در منطقه مسجدسليمان كشف شد و از همان زمان اهميتش به طور روزافزون افزايش يافت.
    رشد صنعت به همراه خود توسعه امكانات و رفاه مادي نيز به همراه مي آورد. صنعت نفت ايران كه كارگزار نخستين آن، انگليسي ها بودند، بزرگ ترين و به تعبير دقيق ثروتمندترين صنعت اين كشور بود كه به دليل نقش بي بديلش در تامين درآمدهاي كشور، همواره مهم و حياتي تلقي مي شد. از همان بدو تاسيس شركت نفت در جنوب، شماري از ايرانيان نيز در اين صنعت مشغول به كار شدند. به دليل رفاه نسبي اي كه در مقايسه با ساير بخش هاي صنعت بيمار ايران فراهم آورده بود و آموزش هاي خاص كاركنان شركت نفت، از جمله آموزش زبان انگليسي، از همان ابتدا شركت نفت زمينه ساز ظهور و بروز شماري از نويسندگان و اهل قلم بود.
    در ميان نويسندگان، رمان نويسان، مترجمان و محققان معاصر ايراني، شمار زيادي از ايشان در شركت نفت كار مي كردند. ارائه فهرستي از اسامي ايشان شگفت آور و گوياي تاثير عميق اين صنعت بر شكوفايي استعدادهاي اهل قلم در ايران است. نشر كوير به تازگي كتابي منتشر كرده تحت عنوان «نام آوران عرصه قلم در صنعت نفت ايران: نفت و قلم» نوشته احمد راسخي لنگرودي. نويسنده در اين كتاب به معرفي و شرح زندگي و آثار فرزانگاني پرداخته كه ضمن فعاليت در شركت نفت، در عرصه قلم نيز فعاليت كرده اند. در اين كتاب به اسامي اي چون محمدعلي موحد، حسن كامشاد، اسماعيل فصيح، منوچهر بزرگمهر، ابوالقاسم حالت، صادق چوبك، ابراهيم گلستان، نجف دريابندري، عزت الله فولادوند، صفدر تقي زاده، مصطفي فاتح، حميد نطقي، ناصر نجمي، فواد روحاني، محمدعلي صفريان، پروين دولت آبادي، مهرداد مهرين، مسعود برزين، منوچهر فرمانفرماييان، مهدي ماحوزي، محمدجعفر مصفا، محمد نقي زاده و... برمي خوريم.
    البته چنان كه نويسنده در مقدمه اثر تصريح كرده، نويسندگان ديگري چون سهراب سپهري و طاهره صفارزاده نيز در جمع همكاران نفتي حضور داشته اند در اين كتاب ذكري از ايشان نرفته است. هر يك از شخصيت هاي مورد بحث در اين مجموعه در سه بخش مجزا معرفي شده اند: در بخش نخست زندگينامه نويسنده آمده، در بخش دوم فهرست آثار ايشان معرفي شده و در بخش نهايي نيز منتخبي از آثارشان ارائه شده است.
    
    
 روزنامه اعتماد، شماره 2405 به تاريخ 7/3/91، صفحه 8 (انديشه)

نفت و قلم

نام كتاب: نفت و قلم

مولف: احمد راسخي لنگرودي                                                    

ناشر: كوير

قيمت: 8900 تومان

 

  صنعت نفت از دير باز كم‌و‌بيش پيشتاز در عرصه قلم و پيوسته كانون فعاليت بزرگان و مشاهير علم و ادب بوده است؛ فرزانگاني كه با عرضه آثار قلمي خود نقش موثر در اعتلاي فرهنگ اين مرز و بوم ايفا نموده و با قلم پرتوان و گرانسنگ خويش بر گنجينه‌هاي آثار مكتوب افزوده‌اند. دريغا كه غفلت كانون‌هاي مسئول از مقام و نقش قلم، گرد فراموشي حتي بر نام و عنوان بسياري از آنها پوشانده است؛ بسياري از كاركنان حتي نمي‌دانند اين بزرگان روزگاري در زمره همكاران نفتي بوده‌اند و سال‌ها همچون آنان در جاي‌جاي اين صنعت خاك خورده‌اند! و با آثار قلمي خود به‌تناسب افتخار آفريده‌اند. بزرگاني همانند محمد‌علي موحد، حسن كامشاد، اسماعيل فصيح، منوچهر بزرگمهر، ابوالقاسم حالت، صادق چوبك، ابراهيم گلستان، نجف دريابندري، عزت‌الله فولادوند، صفدر تقي‌زاده، مصطفي فاتح، حميد نطقي، ناصر نجمي، فواد روحاني، محمد‌علي صفريان، پروين دولت‌آبادي، مهرداد مهرين، مسعود برزين، منوچهر فرمانفرماييان، مهدي ماحوزي، محمد‌جعفر مصفا، و شمار ديگري از شخصيت‌هاي پرآوازه ديگر كه نامشان همچون ستارگان تابناك در آسمان انديشه و قلم مي‌درخشد.  

    اين بزرگان افزون بر ايفاي وظايف اصلي خود در صنعت، با عرضه آثار قلمي توان و علايق خود را پيرامون موضوعاتي چون فلسفه، حقوق، سياست، تاريخ، عرفان، دين، ادبيات، شعر، موسيقي، داستان، رمان، علوم اجتماعي، معماري و... آزموده و محصولات فكري ارزنده‌اي از خود به‌يادگار گذاشته‌اند؛ تا جايي‌كه آثار برخي‌اشان توفيق ترجمه به زبان‌هاي مختلف را هم يافته است و براي پديد‌آورنده شهرت و آوازه جهاني آفريده است.

   مجموعه «نفت و قلم» با هدف معرفي نويسندگان نامدار در مجموعه صنعت نفت انتشار يافته است. تعداد نويسندگاني كه در اين مجموعه آمده است 23 تن را شامل مي‌شود.

هر يك از شخصيت‌هاي مورد بحث در اين مجموعه در سه بخش مجزا معرفي مي‌شوند؛ بخش نخست به بيوگرافي نويسندگان و مؤلفان صنعت نفت اختصاص داشته، مناصب اداري، خاستگاه ورود آنان به عرصه قلم و نويسندگي، و معرفي مهم‌ترين آثار نوشتاري آنان را شامل مي‌شود.

   بخش دوم به فهرست آثار نويسندگان اعم از تاليف، ترجمه و يا تصحيح و تنقيح نويسندگان اختصاص مي‌يابد. در بخش سوم نيز براي آشنايي خوانندگان گرامي، منتخب يا منتخباتي از آثار نوشتاري نويسندگان، مستقلا آورده مي‌شود.

 

تالیفات

 الف. مقالات:
عنوان مقاله روزنامه تاريخ چاپ
مدينه هاي فاضله، از خيال تا واقعيت (3بخش) اطلاعات يكشنبه 17-18-19مرداد 1378
مطبوعات در بوته نقد اطلاعات دوشنبه3آبان 1378
كتاب شرط جاودانگي انديشه اطلاعات سه شنبه27ارديبهشت1379
شريعتي و رسالت روشنفكران اطلاعات شنبه28خرداد1379
جايگاه شك و يقين در احساس و انديشه شريعتي بهار يكشنبه29خرداد1379
آدم ديوانه (بازخواني قطعه اي فلسفي از اثر نيچه) حيات نو پنجشنبه28مهر1379
ارتباط زبان و تفكر  حيات نو يكشنبه15دي1379
سير تاريخي شك در انديشه هاي فلسفي غرب حيات نو چهارشنبه19بهمن1379 
پيوند اخلاق و سياست حيات نو يكشنبه19فروردين1380
شريعتي و نقادي در عرصه سنت حيات نو پنجشنبه31خرداد1380
غرب و چالش دو ديدگاه حيات نو پنجشنبه4مرداد1380
شهر آفتاب (چشم اندازي بر آرمانشهر توماس مور) حيات نو پنجشنبه29شهريور1380
خرد و سياست حيات نو جمعه1380/7/6 
غربت علم حيات نو پنجشنبه17آبان1380
مهار قدرت حيات نو پنجشنبه4بهمن1380
دروغ شاهانه (چشم اندازي به جامعه آرماني افلاطون) حيات نو پنجشنبه9اسفند1380
انسان غايت انسان (سيري اجمالي در فلسفه اخلاق كانت) حيات نو پنجشنبه13تير1381
شهر خدا (چشم اندازي به جامعه آرماني سنت اگوستين) حيات نو دوشنبه27آبان1381
در ستايش شنيدن  حيات نو دوشنبه18آذر1381
عقل و نقد حيات نو اقتصادي دوشنبه17فروردين1383
در تنور داغ نقد حيات نو اقتصادي دوشنبه7ارديبهشت1383
آزادي و مردم سالاري در انديشه شريعتي وقايع اتفاقيه شنبه30خرداد1383
بوروكراسي و مقوله آزادي مردم سالاري 1381/12/20
شريعتي نوآوري راستين در چرخه زمان اطلاعات 1384/4/7
مشاركت لازمه مديريت نوين اطلاعات شنبه29بهمن1379
بنويس و زنده بمان حيات نو سه شنبه17ارديبهشت1381
ملي شدن نفت برگ زريني از تاريخ مبارزات مردم ايران دنياي اقتصاد چهارشنبه28اسفند1381
به نام سعادت ملت ايران دنياي اقتصاد دوشنبه25اسفند1382
چالش هاي ملي شدن صنعت نفت حيات نو اقتصادي پنجشنبه28اسفند1382
جستارهاي انتخاباتي اطلاعات 19و20فروردين1375
چشم بگو عمل نكن! جمهوري اسلامي شنبه15اسفند1377
ارزشيابي هاي اداري، انگيزش هاي شغلي جمهوري اسلامي پنجشنبه26شهريور1377
موانع مطبوعات در برقراري ارتباط با سازمانها جمهوري اسلامي سه شنبه4آذر1376
چند سئوال از مديران دولتي  جمهوري اسلامي شنبه20ارديبهشت1376
مديريت جبه خدمت يا خلعت قدرت جمهوري اسلامي يكشنبه11آذر1375
ضيافت در مديريت! جمهوري اسلامي سه شنبه10مهر1375
بله قربان!! جمهوري اسلامي جهارشنبه27تير1375
آفتي آرميده در سازمانهاي اداري اطلاعات يكشنبه3تير1375
پويايي نظم اداري در گرو ارزيابي عملكرد مديران اطلاعات شنبه8ارديبهشت1375
جايگاه نظم در نظام اداري جمهوري اسلامي شنبه19اسفند1374
پاسدار ارزشها باشيم جمهوري اسلامي چهارشنبه9اسفند1374
پژوهشي در اثرات زيانبار نظم گرايي در نظام اداري اطلاعات شنبه5اسفند1374
مديريت چوبين جمهوري اسلامي پنجشنبه23آذر1374
انضباط اقتصادي، شرط لازم پويايي سازمانهاي اداري جمهوري اسلامي شنبه4آذر1374
مديريت آسان اطلاعات چهارشنبه26مهر1374
مديريت را در اجرائيات محدود نكنيم جمهوري اسلامي يكشنبه2مهر1374
جلسات اداري از حرف تا تصميم! اطلاعات شنبه18شهريور1374
خط پشتيبان يا جولانگاه اسراف جمهوري اسلامي يكشنبه21خرداد1374
عبارات در ادارات رسالت چهارشنبه16فروردين1374
سازمانهاي اداري در آينه واقعيت رسالت 22و23خرداد1373
كارانه طرحي ناموفق در سيستم اداري اطلاعات سه شنبه291372
نقش و جايگاه شك در معرفت يقيني شريعتي اطلاعات شنبه29خرداد1378
شعاع گفتگو در قلمرو انديشه فلسفي  اطلاعات سه شنبه28ارديبهشت1378
تصوير حقيقت در آينه گفتگو اطلاعات دوشنبه2شهريور1377
اسيميلاسيون از منظر شريعتي اطلاعات 19و20خرداد1377
دو ديدگاه در باب فرهنگ غرب اطلاعات شنبه16فروردين1376
غرب اراده اي معطوف به قدرت اطلاعات 8و9و10و17بهمن1375
غرب؛ اسارت در سراب اتوپيسم اطلاعات 8و9و10مهر1375
علم و غرب؛ چند گانگي در مواضع اطلاعات 22و23خرداد1375
قلم را حقيقت چيست؟ اطلاعات چهارشنبه11بهمن1374
كتاب معرفت ساز انديشه بشري اطلاعات چهارشنبه اول آذر1374
سيطره كميت بر انديشه غرب اطلاعات 21و25مرداد1374
سيطره قوميت بر انديشه غرب اطلاعات 3و6اسفند1373
شك و يقين در قلمرو معرفت بشري اطلاعات دوشنبه7شهريور1373
تحقيقات پشتوانه توسعه اطلاعات چهارشنبه7ارديبهشت1373
اسيميلاسيون ابزار فرهنگ مهاجم اطلاعات چهارشنبه20مرداد1372
شريعتي و نقادي فلسفه تاريخ هگل اطلاعات چهارشنبه 26خرداد1372
در انديشه پايان اطلاعات يكشنبه 26 خرداد 1387
در سپهر زمان اطلاعات چهارشنبه 14ارديبهشت 1390
در پيرامون گذشته اطلاعات سه شنبه 12 آبان 1388

ب. کتابها:

افق‌هاي ناكجاآباد: سيري انتقادي در مدينه‌هاي فاضله

                                                                        احمد راسخی لنگرودی

 

قیمت پشت جلد: 33000 ريال
تاریخ نشر: 1390
شماره چاپ: 1
شمارگان: 2100
تعداد صفحه: 318
چاپ شهر: تهران
ابعاد: رقعی
انتشارات: اطلاعات

 

چکیده کتاب: «افق‌هاي ناكجاآباد» متضمن سيري انتقادي در آرمانشهرها و مدينه‌هاي فاضله مي‌باشد كه در 9 فصل گرد آمده و هر يك از فصل‌هاي نه گانه به شرح و نقد آرمانشهر يكي از فيلسوفان سياسي اختصاص دارد.

      در مقدمه اين كتاب مي‌خوانيم: «طرحي ايده‌آل از يك زندگي چيست؟ چگونه مي‌توان جامعه آرماني و سياست نظام يافته‌اي را ناظر بر عقل مشترك بشر و تمناي دروني او طراحي نمود و در جهت نيل بدان كوشيد؟ مدينه مطلوب و شهر آرماني بشر كدام است؟ تصوير واقعي از آرمانشهر مورد نظر انسان چيست؟ چگونه مي‌توان ساختار هندسي مدينه خيالي خود را ترسيم‌گر بود و در پي تحقق آن تلاش كرد؟

     آيا اساسا آرمانشهر ممكن است و حاصل شدني؟ آيا راز بنيادي مدينه دست‌يافتني است يا اين كه آرزوي كمال و تعالي در مدينه سرابي بيش نيست و خيال خام و پندار باطل است؟

     بشر همواره در طول تاريخ سياسي خود در قالب طرح اين گونه پرسش‌ها به تحقق جامعه‌اي مقبول و تاسيس مدينه‌اي مطلوب مي‌انديشيده است. در پرتو چنين پرسش‌هايي انواع گوناگوني از مدينه‌هاي خيالي و شهرهاي آرماني ناظر بر حيات اجتماعي انسان شكل گرفت و از سوي فيلسوفان سياست و انديشه‌ورزان عالم معرفت به بازار انديشه عرضه شد كه طرح و بررسي هر يك باب مستقل و فصل جداگانه‌اي را به خود اختصاص مي‌دهد.»

    در فصل نخست كتاب «افق‌هاي ناكجاآباد» با عنوان «آرمانشهر؛ خيال يا واقعيت»، ارتباط انديشه و سياست و لزوم پرداختن به انديشه سياسي مورد بحث و بررسي قرار مي‌گيرد. همچنين در اين فصل چيستي آرمانشهر، بررسي اجمالي آراء موافقان و مخالفان آرمانشهرگرايي، و نيز امكان يا عدم امكان تحقق مدينه‌هاي ذهني در عالم واقع و پيشينه آرمانشهر از نظر خوانندگان گرامي مي‌گذرد.

    فصل دوم و سوم كه عنوان «شهر حكمت» و «شهر خدا» را به خود گرفته است به شرح و بسط مدينه فاضله افلاطون و سنت اگوستين مي‌پردازد.

    «شهر رييس» و «شهر افسانه‌اي» به ترتيب عناوين فصل‌هاي چهارم و پنجم كتاب را دربرمي‌گيرد. در اين فصول به تفصيل طراحي هندسي مدينه فاضله فارابي و سنت توماس مور، هر يك با ويژگي‌هاي خاص خود، از نظر مي‌گذرد.

   شرح و بسط آرمانشهر فرانسيس بيكن، در نقش پيامبر علم جديد در فصل ششم با عنوان «شهر علم» آمده است. در اين فصل ناكجاآباد بهشت جديد معطوف به پژوهش و دانش‌ورزي مورد نقد و نظر قرار مي‌گيرد.

   «شهر آفتاب» و «شهر تعاون» عناوين فصل‌هاي هفتم و هشتم از كتاب «افق‌هاي ناكجاآباد» را تشكيل مي‌دهد. در اين دو فصل به ترتيب آرمانشهر توماس كامپانلا و شارل فوريه به بحث پرداخته مي‌شود.

    پايان بخش كتاب كه در فصل نهم آمده است نظام سياسي و  شهري آرمانشهر اتين كابه را با عنوان «شهر ايكاري» به نقد و نظر نشسته است.